عمل جراحی آقا سید جمال بدون بیهوشی - توصیه به مرحوم کافی

 

عمل جراحی آقا سید جمال بدون بیهوشی

آقا سید جمال بعد از اینکه یکبار در عراق عمل جراحی انجام داد، در ماه مبارک رمضان 1374ه‌.‌ق سه سال قبل از رحلتشان به توصیه پزشکان جهت مداوا وارد ایران شدند ایشان در بیمارستان بازرگان و سپس به بیمارستان نجمیه منتقل شدند و بناشد عمل جراحی انجام دهند ولی چون دارای کسالت قلبی بودند دکتر غلامرضا شیخ طبیب قلب اجازه نمی‌داد بیش از نیم ساعت بیهوشی ایشان به طول بکشد و اطباء که متخصص جراحی بودند عمل ایشان را دو ساعت یا حداقل یک و نیم ساعت کمتر نمی‌دانستند و باید در طول این مدت بیهوش باشد به هر حال بنا شد پروفسور عدل که جراح مطرح و ماهری بود در مدت زمان کمتری عمل جراحی را انجام دهد‌.  در موقع عمل برگه ای را آوردند که در آن احتمال خطر را 50 درصد و احتمال بهبودی را هم 50 درصد نوشته بود و بنا شد فرزندان ایشان امضاء نمایند یکی از فرزندان چون احتمال خطر را بالا می‌دید امضاء نکرد و پزشکان از انجام عمل منصرف شدند وقتی خبر به مرحوم آقا سید جمال رسید فرزندشان را صدا می‌زند و فرماید من حالا نمی‌میرم مرگ من در وقت دیگری است تو برو برگه را امضاء کن و در وقت عمل در خانه باش و سوره یس را قرائت کن دکتر کیافر طبیب عمومی‌و متخصص مجاری ادرار بود او نقل می‌کند که وقتی ایشان را برا ی عمل جراحی پروستات آماده کردند و عمل پروستات هم عمل مشکلی است مرحوم آقا سید جمال فرمود بیهوشی لازم نیست ما هر چه گفتیم نمی‌شود با تخدیر موضعی کافی نیست فرمود شما چکار دارید من تحمل دارم ابهت و نفوذ کلام ایشان هم به گونه ای بود که کسی جرات نمی‌کرد مخالفت کند‌.  لذا بدون بیهوشی عمل جراحی شروع شد ایشان در ابتدای عمل به ذکر خاصی مشغول شد و چنان در عالم خود فرو رفته بود و مشغول ذکر ها بود که تا آخر عمل ابدا احساس درد و یا ناراحتی نکرد و این برای ما بسیار شگفت آور بود ایشان تا آخر عمل به هوش بود و مستغرق در ذکر بود بطوری که اگر او را قطعه قطعه می‌کردیم توجهی نداشت‌. پروفسور عدل غده پروستات را از داخل دو قسمت کرد و بیرون آورد‌. ایشان هم در حال و ذکر خود بود تا اینکه عمل تمام شد ایشان را به اطاق بخش آوردیم و در آنجا کم کم احساس درد نمود دکتر کیافر می‌گفت آن مرحوم برای من حکم یک قدیس و شخص ملکوتی و به تمام معنی روحانی بود و نسبت به او بسیار شیفته و علاقمند شدم‌. مرحوم آقا سید جمال یک دو ریالی عیدی به پروفسور عدل داده بود و سفارش کرده بود که خرجش نکند‌.  پروفسور عدل هم آن را بعنوان تبرک و تیمن نزد خود نگه داشته بود‌. [1]

[زمانی که آقاسید جمال برای عمل جراحی به ایران آمددر بیمارستان بازرگان، مرحوم کافی که طلبه ای جوان بود به خدمت ایشان رسید  آقا سید جمال فقط به او می‌گوید امام زمان‌.  امام زمان یادت نرود‌.  همین کلمه اثر کرد بیانش اثر داشت‌. همین یک کلمه سفارش آقا سید جمال مرحوم کافی را پایبند به ذکر و یاد امام زمان علیه‌السلام کرد‌. [1]


[1] بر گرفته از کتاب جمال السالکین- انتشارات بینش مطهر22238049

/ 2 نظر / 36 بازدید
سید علی

یا جداه..با سلام میخواهم ببینم آسید جمال از کودکی خاص بودند از همه لحاظ ؟یا تربیتشون خاص بود ؟یا دعای خیر ائمه و اجداد طاهرینشون بوده یا..... قطعا همه اینهاو خیلی چیزهای دیگه بوده که از ایشون یک همچین اعجوبه ای ساخته از کودکی شون بگید از همون ابتدا چطور رشد کردن و در چه سنی به اون حالات عرفانی بالا رسیدن؟

علی تنکابنی

اشعار عارف بالله حضرت آیه الله العظمی سیدجمال گلپایگانی در مدح حضرت علی علیه السلام هنگامی که مرحوم حضرت آیه الله العظمی سیدجمال الدین گلپایگانی از حرم مطهر امیرالمومنین (علیه السلام) بیرون می آمد، عتبه را می بوسیدند و اشعار ذیل را می خواندند : از ازل ای میرحق سراله ، حب کویت عرضه شد بر ماسوا هر کسی گفتا بلی شد مبتلا ، گشت فانی در بلای این ولا چونکه از عشقت سرشته جان ما ، بندگیت سکه شد بر نام ما آتش هجران به جانم زد شرر ، زاشتیاق وصل تو شد شعله ور تا قمار عشق با تو باختم ، درگهی جز درگهت نشناختم گریه و زاری و غم همساز من ، ذکر و فکرت همدم و همراز من بر همین بگذشت بر من سالها ، بر درت ای ذوالکرم با ناله ها تا که عمرم رفت و گشتم پیر پیر ، پیرسگ گشتم بدرگاهت اسیر من سگ پیر هراش این درم ، ریزه خوار نعمت این سرورم چون سگی در آستانت پیر شد ، عاقبت برگردنش زنجیر شد سلسله در گردنم شد استوار ، می کشاند دور اما دور یار شد مطاف من حریم کوی تو ، کعبه مقصود من شد روی تو حصرت دیدارت ای زیبا صنم ، آنکه وقت مرگ آیی بر سرم تا ببینم روی حق در روی تو ، عاشقانه جان دهم در کوی تو بر فراز تخت وصلت سر نهم ، سرفراز