هدف زندگی- آزادی بندگی - خداوند برای چی مارا آفرید؟ هدف خداوند اخلقت؟

جمع بندی مباحث هدف زندگی با توجه به اهمیت سئوال و اولین مقرری کتاب آزادی بندگی

بسم الله الرحمن الرحیم

راهنمای تدریس: مبحث " هدف زندگی و عبادت و دعا"

سوال کلیدی بحث: هدف خداوند از خلقت انسان چیست؟

  • ·        اهمیت طرح و پاسخگویی به این سوال :

بحث هدف زندگی مهم ترین مساله زندگی بشر است زیرا، سرنوشت انسان به آن مرتبط است. در دنیای امروز، وجود گرایش های مختلفی از جمله پوچ گرایی، هیپی گری و ترویج خودکشی و بسیاری دیگر از مصایب و معضلات موجود، متوجه عدم پاسخگویی به صحیح به سوال هدف زندگی است. انسان باید بداند برای همان چیزی زندگی کند که برای آن خلق شده است. لذا در گام نخسا انسان باید بداند برای چه چیزی خلق شده است که برای همان نیز زندگی کند. بنابراین پاسخ به این سوال خود مستلزم طرح و پاسخگویی به سوالات دیگر است.

  • ·        پاسخ:
  1. خداوند از خلقت انسان هیچ هدفی ندارد، چرا؟

ü     زیرا هدف به معنای انگیزه یعنی عامل و محرک فاعل، و چیزی است که موجب شده است فاعل، کار را بکند. به این معنا درباره خدا نمی توان قایل به هدف و غرض شد، چون هدف مختص موجود ناقص است  که می خواهد با کار خودش به غرضی برسد. این طور هدف  داشتن ها به استکمال بر می کردد، یعنی فاعل می خواهد با کار خودش چیزی که ندارد ، برسد. بنابراین چون خداوند ، نقص ندارد، هدف ندارد.

2- حال که خداوند از خلقت  انسان هدف ندارد، پس چرا خلق کرد؟ آیا منظور از هدف نداشتن به معنای عبث خلق کردن است؟

ü    وقتی می گوییم خدا یعنی خالق، یعنی فیاض، یعنی رحمان و...است به این معنا است که فیاض است و فیض وجود می دهد، رحمان است، رحمت عنایت می کند، خالق است و خلق می کند. خلق کردن ، فیض وجود دادن و رحمت عنایت کردن، اینها تجلی ذات است، دلیل نمی خوادهد. برای انکه موضوع تقریب به ذهن شود، می توان اب را تصور کرد، هر چیز در تماس با آب خیس می شود. این تر کردن در واقع جزء ذات آ ب است، اصلا آب بدون خیس  کردن و تر بودن، قابل تصور نیست.

3- آیا خلقت که از ذات خداوند است، همین طوری و بدون هیچ حساب و کتاب خاصی است یا بر اساس حکمت و نظم است؟

ü     با یک مثال می توان موضوع را روشن نمود. ادم بخشنده می بخشد، چون بخشندگی در ذات او است، ولی آیا بی حساب و کتاب می بخشد یا بر اساس حکمت می بخشد. خداوند فیاض است بر اساس حکمت فیض می دهد و خداوند خالق است و بر اساس حکمت خلق می کند. خداوند در قرآن می فرماید: "افحسبتم انما خلقناکم عبثا" و انکم الینا لاترجعون:

4- آیا انسان در زندگی کردن، هدف دارد؟

ü     خداوند، هدف ندارد ، چون نقص ندارد. انسان هدف دارد چون چون نقص دارد. بنابراین خداوند از خلقت انسان هدف ندارد ، لذا برای فاعل ، هدفی وجود ندارد ولی این به این معنا نیست که خود فعل هم هدف ندارد. فعل خداوند که خلقت انسان است دارای یک هدف مشخص است. با یک مثال می توان بحث را روشن تر کرد. انسان به یک گنجشک تشنه آب می دهد. قطعا ما از انجام این کار هدفی که متوجه خود ما باشد مثلا انتظار کمک و یاری بعدی از آن گنجشک را نداشته ایم، بلکه این کار بروز ذات با محبت ما بوده است.  اما برای این فعل، یک هدف وجود دارد. در مورد خداوند، هدف فاعلی وجود ندارد چون فاعل هیچ نقصی ندارد که بخواهد با افعال خود به آن اهداف برسد ولی در مورد خداوند، هدف فعلی وجود دارد، یعنی افعال خداوند از جمله خلقت انسان ها دارای هدف است بنابراین، انسان در زندگی دارای هدف است.

5- هدف انسان در زندگی و خلق شدن چیست؟

ü     برطرف کردن همه نقص ها و رسیدن به همه چیز، آن هم به تمام آن، هدف است. انسان به  دنبال همه کمالات، آن هم نهایت همه کمالات است. مثلا قدت، ثروت، شهرت و.... انسان هر چه قدرت کسب کند، باز هم بدنبال بالاتر از آن است. در یک کلام، انسان همه عالم را می خواهد.

 

6- همه چیز عالم چیست؟

ü     همه چیز عالم خداست. انسان خلق شده است که خدا شود، منتها چون عین نقص است، خدا نمی شود، بلکه خدایی می شود. انسان قطره است ، می خواهد دریا شود، پس هدف خود خداست. آخرین هدف و آرمان اصلی انسان، جز خداوند چیز دیگری نیست. انسان موجودی آفریده شده است که آنچه می تواند خلائی را که از سعادت دارد، پر کند و رضایت کامل او را تامین و وی را سیر نماید، جز ذات پروردگار نمی باشد."الذین امنوا و تطمئن قلوبهم بذکر الله الا بذکر الله تطمئن القلوب "، این جمله یعنی تنها به یاد خدا بودن   و غیر خدا را فراموش کردن، آرامش دل ها است و فقط خدا سعادت او را تامین  می کند. هدف اصلی از زندگی ، جز معبود  چیز دیگری نمی تواند باشد. قرآن می خواهد انسان بسازد و می خواهد به او هدف و آرمان بدهد، و هدف و آرمانی که اسلام می خواهد بدهد فقط خداست و بس، و هر چیز دیگر جنبه مقدمی دارد نه جنبه استقلال.  همه  انسان ها در زندگی بدنبال خدایند ولی راه را گم می کنند. ما در حرکت کل عالم به سوی خداوند می خواهیم حرکت کنیم. انسان قطره است و می خواهد وارد دریا شود. رسیدن به هدف ، همه اش لذت و بهجت و شادی است، دیگر چون و چرا درآن نیست.

7- راه رسیدن به این هدف چیست؟

ü     عبودیت، راه خدایی شدن است. از این رو در قرآن کریم، آمده است که "ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون" در حدیثی امام صادق (علیه السلام) فرمود: العبودیه جوهره کنهها الربوبیه ، یعنی عبودیت گوهری است که ظاهرش بندگی و نهایت و باطنش و آخرین هدف و مقصدش، ربوبیت است. ربوبیت یعنی خداوندگاری، تسلط و صاحب اختیار بودن. عبودیت و بندگی خدا را بیشتر طی کند بر تصاحب و قدرت و خداوندگاری اش افزوده می شود. اگر انسان بداند و هر چه بیشتر بداند و بتواند و هر چه بیشتر بتواند، ولی مساله شناخت خدا که مقدمه پرستش است، و عبادت خداوند در میان نباشد، به سوی هدف خلقت گام برنداشته است.  هدف زندگی، درست کردن انسان کامل است که باید توسط انبیاء پیاده شود.

 

8- بر اثر عبودیت انسان به قرب می رسد. قرب، زمانی، مکانی و شخصی نیست بلکه قرب وجودی است. یعنی تجلی وجود خداوند بر انسان لذا حرکت در عبودیت انسان را به خداوندگاری می رساند، به ربوبیت می رساند.  قرب انسان به خداوند از نوع قرب مجازی نیست و از نوع کسب محبوبیت بیشتر و قرابت با بزرگان نیست . به طور مثال اویس قرنی نزد پیامبر نبود ولی پیامبر اورا بسیار دوست داشت . قرب انسان به خدا، قرب وجودی واقعی است، یعنی خداوند به همه موجودات متساویا" نزدیک است، به همه از رگ گردن نزدیک تر است ولی ما به نسبت جایگاه خودمان از خدا دور یا به او نزدیک می شویم. هرچه کمالات وجودی نظیر علم، قدرت، اراده و حیات در ما بیشتر شود، به خدا نزدیک تر می شویم. 

 

9- انسان بر اثر عبودیت، ربوبیت و قدرت می کیرد: اولین مرحله: قدرت، تسلط بر اعضاء و جوارح و نفس است. دومین مرحله: قدرت تسلط بر فکر و خیال است. سومین مرحل:.. . مهم همان دو مرحله اول است که باید کار شود.

10- شرط لازم برای حرکت در عبودیت، ترک گناه و انجام واجب است. انسان با آتش گناه نمی تواند پرواز عبودیت داشته باشد.

 

11- نکته1: یکی از سوالاتی که ممکن است در خلال بحث مطرح شود، عبارتست از اینکه :

چرا خداوند ما را خلق کرد؟ ما نمی خواستیم به این دنیا بیاییم!

 

با یک مثال می توان این بحث را طرح کرد. یک مادربزرگ میلیاردر را فرض کنید که 80 میلیون تومان به شما می دهد که خرج تحصیل و درس خواندن در یک رشته مثلا شیمی کنید. علاوه بر آن، پول یک آزمایشگاه درجه یک  ، استاد درجه یک و کلیه امکانات عالی را هم می دهد. شما را  مجبور نمی کند، ولی خودت برای اینکه چیزی بشوی باید از فرصت استفاده کنی، در عین اینکه زورت هم نمی کند. حالا اگر این  شخص رفت و با استفاده از این مواد و امکانات، مواد مخدر تولید کرد، اگر بگوید مادربزرگم تقصیر داشت که به من پول و امکانات داد، این دیگه نهایت پررویی و بی معرفتی است. در ارتباط با این سوال چند نکته حایز  اهمیت است:

اولا": وجود ، سراسر خیر است ولاغیر اگر کسی بخواهد ایرادات و خطاها را متوجه وجود دادن از ناحیه خداوند کند، این نهایت بی معرفتی است.     

ثانیا": چون وجود داده، همه موجودات با بهره از موهبت و خیر بی نهایت، خدا را تسبیح می کنند.  

ثالثا": به انسان علاوه همه خیر هایی به همه موجودات داده، خیر های دیگری نیز داده است که عبارتند از: نعمت عقل، آزادی و اختیار.   اینها را خدا داده و انسان به وسیله این نعمت ها می تواند کارهایی را بکند که سایر موجوداتی که مانند ملائکه مجبورند، نمی توانند این کارها را بکنند. اینها جای شکر  خدا را دارد. حالا با توجه به این نعمت ها و امکانات ، انسان می تواند خطا کند. انسان از لطف استفاده می کند ولی چون خطا می کند ، اعتراض می کند. وقتی جوانی می گوید من برای چه آفریده شده ام، باید گفت تو آفریده شدی که به همه چیز برسی.آدم تشنه آب می خواهد ولی وقتی به خطا می افتد و دنبال سراب می رود، تشنه تر می شود. انسان فقط و فقط در اصل، خود خدا را می خواهد.

 

12-  نکته 2: بحث "حکمت خداوند" ممکن در خلال بحث ها و طرح سوالات مخاطبان با بحث "عدالت خداوند" خلط شود.

با یک مثال می توان بحث "حکمت" و "عدالت"  را تبیین نمود. فرض کنید یک برج ساز بسیار ماهر و دقیق همه چیز را دقیق اندازه گیری می کند و یک ساختمان عظیم و باشکوه را بر مبنای محاسبات دقیق بنا می کند. حالا کسی وارد این ساختمان می شود و سرش به  یک پله یا سقفی برخورد می کند و شروع می کند به اعترض و می گوید  چرا این بنا به این شکل ساخته شده است. در حالی با داشتن یک نگاه کلی به همه مجموعه این سوال را اصلا نباید مطرح می کرد.

قرآن کریم از انسان ها می خواهد که سر خود را بالا بگیرند و نگاه کلی داشته باشند. نگاه خود را به کل آسمان و زمین معطوف کنند. نه اینکه در یک تابلو سراسر نظم و زیبایی، فقط و فقط روی یک نقطه سیاه تمرکز کنند. این نقطه سیاه صلا باید وجود داشته باشد و اتفاقا" جایش هم باید همین جا باشد. اگر همه انسان ها امیر المومنین بودن اساسا" قدر و منزلت امیرالمومنین روشن و مشخص نمی شد.                                                                                                      

                                                                                                                                          والسلام

                                                          

 

/ 8 نظر / 433 بازدید
/.

سلام علیکم و رحمة الله جمع بندی************************************************ بسم الله الرحمن الرحیم معرفت + گرایش + قدرت + اعمال اراده (آخرین مرحله) => رفتار نکات: 1.بینش (شرط لازم) تا مرز گرایش پیش می رود. 2.هر خواستنی، توانستن" نیست" زیرا "قدرت" نیز شرط لازم است. 3.اگر کمال گرایش را بصیرت بگیریم، بصیرت شرط کافی گرایش می شود. در واقع : بصیرت + قدرت + اعمال اراده (آخرین مرحله) => رفتار ******************************************************** سوالات باقی مانده: 1.معرفت=بینش؟ 2.منظور از کمال گرایش، همان "غایتی که گرایش برای آن خلق شده است" می باشد؟ 3.انگیزه = معرفت + گرایش - قدرت ؟ 4.تفاوت انگیزه با انگیزش؟ ----------------------------------------------------------------------------------- استاد بزرگوار تشکر فراوان بابت " جمع بندی مباحث هدف زندگی" واقعا نیاز بود... انگار کتاب کفایت نمی کرد البته برای من تازه وارد

/.

سلام علیکم و رحمة الله نتیجه گیری ------------------------------------------------------ بسم الله الرحمن الرحیم /. گرایش های آدمی به سمت مطلوب های اوست. /. بینش شرط کافی گرایش نیست زیرا من در زندگی روزمره با "مصادیق" روبرو هستم و بینش، نقشه و چارچوب کلی حرکت و انجام کار است، ولی بصیرت می تواند شرط کافی باشد زیرا بصیرت، "تشخیص مصداق" بر اساس شناخت مبانی است.

/.

راه کسب بصیرت: بینش + ؟ = بصیرت بسم الله الرحمن الرحیم ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا با استناد به آیه فوق می توان بجای ؟ چیزی مثل یک "فطرت پاک و غبار گرفته نشده" یا امثال ذلک را قرار داد.

/.

الحمد لله پس شد: بصیرت = بینش عمیق عقلی + خلوص گرایشی و تقوای عملی استاد بسیار متشکرم

/.

البته "شاید" بهتر بود می گفتم: بینش عمیق عقلی + خلوص گرایشی و تقوای عملی => بصیرت باز هم سپاس

/.

سلام علیکم خدا قوت ------------------- این عبارت صحیح است: " خود عالی = روح = عقل + فطرت + وجدان " ؟

salma

salam چرا در وبلاگ خودتون را معرفی نکرده اید چرا لینک ارتباط با شما غیر فعال است گفته اند استاد با بینش مطهر دانشگاه اما م صادق ع ارتباط دارد

محدرضا عبادی

باکمال تشکر ازتوضیحات جامع وارزشمند شما