ازدواج موقت(متعه- صیغه) - تعدد زوجات

قسمتی از مقاله حقوق زن ومرد در کتاب بینش مطهر

تعدد زوجات

چرا در اسلام تعدد زوجات برای مردان وجود دارد؟ از آنجا که این بحث حساسیت برانگیز است و در حیطه عمل مشکلاتی ایجاد شده نیاز به توضیح بیشتری وجود دارد.

بعضی‌ها معتقدند که بعضی از خانم‌ها همه اسلام را فقط به غیر از ازدواج مجدد یا ازدواج موقت قبول دارند. ولی جدای از موضع‌گیری‌های رایج، باید دانست دلیل جواز تعدد زوجات برای مردان چیست؟ چرا چنین اجازه‌ای به مرد داده شده‌است؟ دلیل آن اولاً نگاه کلی به اجتماع است. ثانیاً مربوط به نوع خلقت زن و مرد است و ثالثاً هدف خلقت زن و مرد و خانواده موضوعیت دارد. شما تصور کنید اگر در جامعه امروز طبق آمار، فرضاً یک میلیون و هفتصدهزار خانم آمادة ازدواج وجود داشته باشد که به تعداد آنها همسری نباشد و یا اینکه تعداد دختران 20 تا 29 سال بالغ بر 6 میلیون نفر و پسران 24 تا 33 سال 4 میلیون نفر باشند.[1] در این صورت چه کار باید کرد؟ در زمان قدیم جنگ‌های زیادی وجود داشت و مردها کشته می‌شدند و در نتیجه تعداد زن‌ها بیشتر بود. امروز هم تلفات به گونه‌ای دیگر بیشتر متوجه مردها است. در ایران بنا به آمار در هر 20 دقیقه یک نفر در جاده‌ها کشته می‌شود که بیش از 70% آن‌ها مرد هستند.[2] به علاوه حیطه سن آماده برای ازدواج خانم‌ها بیشتر است. مرگ و میر طبیعی، مرگ و میر حوادثی، مردها بیشتر است. بدن خانم‌ها در مقابل بیماری‌ها مقاوم‌تر است. هر چند که تعداد تولد پسر و دختر، تقریباً مساوی باشد، ولی مقاومت جسمانی خانم‌ها در برابر امراض بیشتر است. با توجه به تعداد خانم‌های آماده ازدواج که بیشتر از آقایان می‌باشند باید راه‌حلی وجود داشته باشد تا این مشکل حل شود.[3] با این وضع اگر شما مسئول برنامه‌ریزی برای جامعه بودید و اگر چنین آمار و وضعیتی وجود داشت، چه کار می‌کردید؟ آیا سزاوار است بگوییم این‌ها به ما چه مربوط است، خانم‌های بازمانده از شوهر، ریاضت بکشند. ازدواج یک حق طبیعی برای زن و مرد می‌باشد و اگر زنی از ازدواج بازمانده باشند این یک حق طبیعی برای آنها می‌باشد که ازدواج کنند نه اینکه فقط حقی باشد که به مردان داده شده است.

 راه حل این است که به شرط عدالت به مرد اجازه ازدواج مجدد داده است. قرآن کریم بعد از جواز به ازدواج مجدد شرط آن را عدالت ذکر می‌فرماید به گونه‌ای که اگر این شرط را کسی نمی‌تواند محقق کند فقط جواز یک زن داده شده است ومی‌فرماید:«فَانکِحُواْ مَا طَابَ لَکُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةًأَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ ذَلِکَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ ـ از دیگر زنان که مورد پسند شمایند، دو تا یا سه تا یا چهار تا به همسرى گیرید، و اگر بیم دارید که نتوانید میان چند همسر به عدالت رفتار کنید، تنها یک زن را به ازدواج خویش درآورید یا به کنیزانى که مالک آنانید، بسنده کنید. این براى ستم‌نکردن به آنان و رعایت حقوقشان نزدیک‌ترین راه است.»[4]همچنین در مواردی که مشکلاتی جسمانی و غیره وجود دارد و زن و مرد، نمی‌خواهند از هم جدا شوند، می‌شود با هماهنگی، ازدواج مجدد صورت پذیرد. در مواردی هم بوده که زن با تدبیری برای شوهرش همسر پیدا کرده و موفق هم بوده‌اند. اگر مردها هم سوء استفاده می‌کنند، این دلیل نمی‌شود که به خاطر سوء استفاده‌ها اصل قانون را نامناسب بدانیم. باید جلوی سوء استفاده‌ها گرفته شود نه آنکه قانون تعطیل شود. در هر سوء‌استفاده مردانه‌ای بالاخره زن دیگری نقش‌آفرین است. این مسأله فقط یک بحث مربوط به سوء‌استفاده مردان نیست، خانم بازمانده از همسر هم، نیاز‌های روحی و جسمی که حق طبیعی اوست، دنبال می‌کند. در بسیاری موارد، فی‌البداهه ابتدا یک مرد برنامه‌ای برای ازدواج مجدد ندارد بلکه نیاز یک خانم بازمانده از همسر، فکر ازدواج مجدد را ایجاد می‌کند. راسل می‌گوید: بزرگترین آفت خانواده، زن‌هایی هستند که از شوهر بازمانده‌اند، اینها اگر سراغ مردان بروند و جاذبه ایجاد کنند، خانواده‌ها دچار مشکل می‌شوند.[5]در نگاه جامع و کلی‌نگر، اسلام اجازه داده است یک مرد بیشتر از یک زن داشته باشد.

خوب سؤال می‌شود چرا به یک زن اجازه داده نشده که چند شوهر داشته باشد؟ جواب واضح است زیرا آن هدف اصلی وجود جنسیت که تولید و تربیت نسل و آرامش خانوادگی است، با چند شوهری محقق نمی‌شود. وقتی دانستیم زن محور خانواده و مرد حریم‌دار آن است،می‌توان برایدو محور یک حریم داشت، اما نمی‌توان برای یک محور دو حریم بی‌تعارض ایجاد نمود. شما شاید شنیده یا دیده باشید که مرد هرزه و فاسدی، فرزندان خیلی خوب و تربیت کرده‌ای به واسطه وجود همسری پاک و دلسوز داشته باشد؛ ولی نشنیده‌اید که زنی خراب و هرزه در دامن آلوده خود، فرزندان خوبی تربیت کرده باشد. ممکن است مردی چند زن داشته باشد و به واسطه همسران خوب، فرزندان خوبی تحویل اجتماع داده باشد. ولی امکان ندارد زنی با چند مرد باشد و فرزندان درستی تحویل جامعه بدهد. تربیت نسل با چند همسری مرد، قابل تحقق می‌تواند باشد، لذا به مرد اجازه داده شده که به شرط رعایت عدالت چند زن، با شرایط داشته باشد، ولی به زن، اجازة چند همسری که با طبیعت او ناسازگار است،‌ داده نشده است. ‌در احکام اسلامی به جای اینکه یک مرد هرزه بتواند در خیابان بدون هیچ مانع و هزینه‌ای با ده‌ها زن ارتباط برقرار نماید و نظام خانوادگی را بر هم بزند، سیستمی وضع شده است که مسأله را نظام‌مند نماید. به مرد می‌گویند تو حق نداری هر جور که دلت خواست عمل کنی.‌ تو فقط در یک شرایط خاص، می‌توانی در یک چارچوب هزینه‌بردار به شرط رعایت عدالت، ازدواج مجدد نمایی و زن دیگری بگیری، نه این که بدون هیچ قانونی بتوانی با هر زن دیگری در خیابان و محله و جامعه آشنا شوی و رابطه برقرار نمایی.‌

ما چرا الان نمی‌توانیم فساد جامعه را کنترل کنیم؟ چون راه‌های صحیح را باز نکردیم. آیا به خانم‌های بسیاری که بدون همسر در جامعه وجود دارند، می‌توان به جای یک برنامه منطقی و راه‌گشا، گفت: بروید تقوا داشته باشید؟! آیا این راه حل اسلامی است؟ اسلام همیشه درصدد باز کردن راه صحیح طبیعی است و سپس مبارزه با بیراهه‌ها را مورد توجه قرار می‌دهد.

ولی وقتی آموزش‌های درست داده نشده باشد، و مسائل و راه‌حل‌های صحیح تبیین نشده باشد نتیجه این می‌شود که راه هرزگی باز می‌شود.

ادامه پیوست 21

راه موفقیت

اگر زن و مرد، خود را در مسیر طبیعی خلقت هماهنگ نمایند، فقط از این طریق، می‌توانند موفق باشند. خانم‌ها می‌توانند از طریق جاذبه‌ها و لطافت زنانه، مرد خود را چنان در اختیار بگیرند که اصلاً نگاهی به زن دیگری نداشته باشد. این‌که بعضی خانم‌ها مواظب بیرونی شوهرشان هستند، دنبال او می‌روند تا ببینند با چه کسی صحبت می‌کند، کجا می‌رود، و با زور و تهدید می‌خواهند مردشان را کنترل کنند، آنها خیلی موفق نیستند. هر روز ممکن است زن دیگری از طریق جاذبه‌های زنانه وارد ‌شود و کشش ایجاد ‌نماید؛ مرد اگر بخواهد خطا کند، هیچ کدام از این‌ها تأثیری ندارد و بالاخره او کار خودش را می‌کند، ولی زن از طریق تصاحب قلب مرد، می‌تواند اقدام کند. می‌تواند کاری کند که اصلاً توجه مرد به جایی نرود. خلقت زن و مرد این‌گونه است که مرد می‌خواهد، جسم زن را در اختیار بگیرد و در تصاحب خودش در بیاورد، ولی زن می‌خواهد، قلب مرد را تصاحب کند. اگر زن از مزیت‌ها و لطافت‌های زنانه وارد شود و برای تصاحب جسمی مرد هم منعی ایجاد نکند، می‌تواند قلب و خیال مرد را فقط برای خودش جلب کند تا فکرش به هیچ جایی نرود. اگر می‌بینید مردی اهل خطا است توجهش به جایی دیگر می‌رود، به این دلیل است که یا زن نتوانسته قلب او را تصرف کند یا قبل از ازدواج هرزه و هوسران شده است و یا مشکلی خاص وجود دارد. شما بعضی پیرمرد و پیرزن‌ها را می‌بینید که نه تنها در سن پیری هم مانند دوران جوانی، عاشق هم هستند و به یکدیگر عشق می‌ورزند، بلکه محبتشان هم پایدارتر و عمیق‌تر شده ‌است. مرد موفق هم، مردی است که دارای تدبیر و صلابت باشد. فردی که بتوان به او تکیه کرد. آن مقدار که زیبایی‌های ظاهری برای مرد اهمیت دارد، برای زنان این مسأله مهم نیست. مردی که نتواند تصمیم‌گیرنده خوبی باشد، اهل اراده و جدیت نباشد هرچند هم زیبایی‌های ظاهری زیادی داشته باشد، ولی در نظر زن موجود نامطلوبی است. اگر زنی روحیه‌های مردانه داشته باشد از نظر مردان، زن خوبی نیست و اگر مردی هم روحیه زنانه داشته باشد او هم نامطلوب است. زن و مرد دنبال تکمیل نقص وجودی خود هستند. طبیعی است که در بسیاری موارد شکایت‌های خانم‌ها از آقایان این است که مرد او نمی‌تواند مستقلاً برای زندگی تصمیم‌گیری کند.فرضاً چشمش به دهان پدر و مادرش می‌باشد و در مقابل شکایت بسیاری از آقایان این است که همسر او خودرأی و مستقل است؛ یعنی درست همان چیزی که اشکال برای یکی است برای دیگری مطلوب است و بالعکس. با دعوا و بحث و جدل نمی‌توان زندگی را درست کرد. متأسفانه بسیاری از خانواده ها در وادی زورآزمایی افتاده و دچار کشمکش شده‌اند. براساس خلقت زن و مرد، زن باید به عنوان محور خانواده، قلب را به اختیار بکشد و مرد هم باید حریم‌دار خانه و خانواده باشد. شاکله خلقت الهی برای زن، محوریت گرمابخش خانواده و برای مرد پشتوانه‌ای حریم‌دار و قابل اتکا را رقم زده است.

ازدواج موقت

در زمان‌های قدیم بین بلوغ اجتماعی و بلوغ جنسی فاصله نبود. حتی در زمان ناصرالدین شاه «معمولا وقتی پسر به سن 15 سالگی می‌رسید،‌ پدر و مادر برای او یک نفر را صیغه می‌کردند و تا چند مدتی با او بود که از لحاظ جنسی با مشکلی مواجه نشود و آموزش هم ببیند. در سن 18 – 17 سالگی هم برایش عقد و ازدواج را تدارک می‌دادند.»[6] امروز در روستاها شما یک بچه روستایی را در نظر بگیرید یک بچه نه ساله، ده ساله می‌تواند گوسفندان را به صحرا ببرد و یا کشاورزی کند، درست همان کاری را که پدرش و یا پدربزرگش انجام می‌دهد، او هم می‌تواند انجام دهد یعنی در جامعه روستایی، یک نوجوان به بلوغ اجتماعی روستایی رسیده است در صورتی که هنوز بلوغ جنسی پیدا نکرده است.

 در روستا یک پسر قبل از بلوغ جنسی می‌تواند درآمد داشته باشد و بالغ اجتماعی شده است ولی در شهر چگونه است؟ امروز در شهر یک پسر، چه زمانی به بلوغ اجتماعی می‌رسد؟ او باید درس بخواند بعد سربازی برود و پس از سربازی باید کار پیدا کند، تا جوانی بخواهد رشد اجتماعی پیدا کند تقریباً سن او به سی‌سال می‌رسد. این سؤال پیش می‌‌آید که حالا که بلوغ اجتماعی حدوداً به سی‌سال رسیده، بلوغ جنسی او در چه سنی است؟ همان پانزده‌سال. خوب فاصله بین 15 تا 30 سال که اوج غریزه جنسی و فشارهای روحی و جسمی است را چه کار باید بکند؟ اسلام که دین جامع است و راجع به همه زندگی دستورالعمل دارد حتی مسائل جزئی مانند استحمام و غذا خوردن و... را در نظر دارد، راجع به این موضوع مهم چه نظری داده است؟ آیا اسلام گفته جوان فقط تقوا داشته باشد؟ جوان‌ها روزه بگیرند و پدر و مادرها و جامعه فقط آنها را از خواسته‌هایشان نهی کنند و بگویند چشم خودت را پایین بینداز و غریزه را سرکوب کن. آیا با این توصیه‌ها کار حل می‌شود؟ اگر شدنی بود چرا در جامعه ما که کراراً این توصیه‌ها شده است، باز مسأله حل نشد؟ ممکن است از اسلام چنین برداشتی شده باشد، ولی نظر اسلام این نیست. اسلام در مسأله تقوا می‌گوید: همیشه مسیر صحیح را باز کنید، حرکت کنید، بعد تقوا؛ یعنی مبارزه با بیراهه‌ها، تقوا یعنی مواظبت برای حرکت در مسیر باز، نه اینکه مسیرها را ببندیم، سد ایجاد کنیم، مانع درست کنیم، بگوییم تقوا یعنی کنارکشیدن؛ این تقوا نیست. تقوا از وقایت است یعنی نگهداری و مواظبت[7]. من در راه حرکت می‌کنم در عین حال مواظب هستم که به بیراهه نروم. خوب، جوان می‌گوید در این جامعه‌ای که درست کردید با وجود هزاران مد و جاذبه و آرایش و فریبندگی، چگونه باید زندگی کنم. من می‌خواهم در این جامعه رفت و آمد داشته باشم. در اوج فشارهای غریزی هستم، راهی هم که پیش رویم باز نیست، پس چه بکنم؟

آیا می‌توانیم بگوییم که جامعه همین است، مردم خراب شده‌اند، تو هم در این جامعه برو و بیا و هیچ تکان نخور. جوان مگر سنگ است. بالاخره در این خیابان‌ها چشم‌بسته که نمی‌تواند باشد. چرا در مدارس و دانشگاه‌ها این همه گرفتاری ایجاد شده است. چرا وضع جامعه و محیط‌ها خراب شده است، به خاطر اینکه راه درستی باز نشده است. به دلیل وجود مشکل جامعه شهری و فاصله بین بلوغ جنسی و بلوغ اجتماعی برای افراد نیازمندی که نمی‌توانند ازدواج کنند و از طرف دیگر هم نمی‌توانند خودشان، نگاهشان را کنترل کنند. اسلام برای همین معضل، ازدواج موقت را اجازه داده است. دو گروه مخاطبین اصلی ازدواج موقت هستند؛ پسرهایی که هنوز به بلوغ اجتماعی نرسیده‌اند، ولی به بلوغ جنسی رسیده‌اند و شرایط ازدواج دائم را ندارند و دوم خانم‌هایی که ازدواج کرده‌اند، ولی به هر دلیل از همسر بازمانده‌اند. بالاخره این خانمی که شش ماه، یک سال، کمتر یا بیشتر با مردی ازدواج کرده بعد همسرش از دنیا رفته، طلاق گرفته، چه کار باید بکند؟[8]فرضاً بچه هم دارد. در تهران از هر پنج ازدواج، یک طلاق اتفاق می‌افتد.[9]آیا این‌ها محکوم‌اند که بنشینند و ریاضت بکشند تا بلکه کسی بیاید با او ازدواج دائم کند؟ آیا اسلام دستور محرومیت و ریاضت داده است؟ آیا این زن محکوم است که بیماری‌ها و فشارهای عصبی را که از سرکوب غرایز به وجود می‌‌آید، تحمل کند؟ اگر خود آن خانم نمی‌خواست تا چند سال دیگر، ازدواج دائم کند، بخواهد بچه‌اش را بزرگ کند، چه اشکالی دارد که او در این مدت ازدواج موقت کند؟ قرآن کریم درباره ازدواج موقت می‌فرماید:«وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ کِتَابَ اللّهِ عَلَیْکُمْ وَأُحِلَّ لَکُم مَّا وَرَاء ذَلِکُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِکُم مُّحْصِنِینَ غَیْرَ مُسَافِحِینَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةًوَلاَ جُنَاحَ عَلَیْکُمْ فِیمَا تَرَاضَیْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِیضَةِإِنَّ اللّهَ کَانَ عَلِیمًا حَکِیمًا ـ و از زنان آن‌هایى را که با ازدواج موقّت به همسرى خود درآورده‌اید، مهرشان را که با قرار شما و آنان واجب شده است به آنان بدهید. و بر شما گناهى نیست که پس از تعیین،[مهریه و مدّت] در آنچه با یکدیگر به توافق برسید و آن را تغییر دهید. قطعاً خدا به همه امور داناست و کارهایش از روى حکمت است.)[10] امام صادق 7 می‌فرماید: من اگر در هر چیز تقیه کنم در دو چیز تقیه نمی‌کنم که یکی از آن دو حکم متعه و ازدواج موقت است.[...]*این اهمیت مسأله ازدواج موقت را می‌رساند. منتهی باز هم مشکل فرهنگ جامعه است که این قانون مطرود، و بلکه منفور است. به نظر می‌رسد به سه دلیل ازدواج موقت منفور جامعه، خصوصاً خانم‌ها است؛ یکی اینکه بعضی از مردهای بی‌ظرفیت، از این قانون سوء استفاده می‌کنند و علاوه بر لذت‌جویی و تنوع‌طلبی، خانواده‌های خود را رها و خراب می‌کنند. امام کاظم 7 به علی‌بن‌یقطین می‌فرمایند که تو را با داشتن زن و فرزند به ازدواج موقت چه کار؟[11]‌ازدواج موقت برای حکمت خاص است نه صرفاً یک تنوع‌طلبی، فقط در جایی که اقتضاء ازدواج موقت برای مرد همسردار وجود داشت، مورد تجویز است که در مواردی ممکن است ازدواج موقت، خود، جلوگیری از طلاق و خیلی مسائل نماید و یا اینکه پاسخگوی نیاز خانم‌های از همسر بازمانده باشد.

دومین مشکل، تبلیغات سوئی است که انجام شده است. مرحوم علامه طباطبایی; می‌فرماید: اگر ازدواج موقت، قانونی بود که از غرب آمده بود به عنوان یکی از مترقی‌ترین قوانین تلقی می‌شد.[12] متأسفانه فرهنگ فعلی جامعه امروز اینگونه است که وقتی پسری گناه می‌کند و روابط نامشروع برقرار می‌کند می‌گویند جوان است، جوانی کرده است و کاری کرده است. اما اگر ازدواج موقت کرد می‌گویند عجب آدم حقه‌بازی است، راهش را هم بلد است یعنی جرم کسی که ازدواج موقت می‌کند از کسی که عمل نامشروع انجام می‌دهد، در اذهان جامعه ما بزرگتر است. مسأله سوم هم این است که ازدواج موقت درست تبیین و تعریف نشده است. اگر این حکم الهی درست تبیین شود، مشخص می‌شود که یکی از عوامل امنیت خانواده‌ها، ازدواج موقت است، نه عامل فروپاشی. ازدواج موقت تمام احکام مربوط به ازدواج دائم را دارد به جز اینکه زن و مرد از همدیگر ارث نمی‌برند، نفقه تعلق نمی‌گیرد و بچه‌دار شدن هم در آن موضوعیت ندارد. امام صادق 7 در مورد ازدواج موقت می‌فرماید: از ما نیست کسی که متعه(ازدواج موقت) را حلال نمی‌داند.[13] رسول‌الله6 ازدواج موقت را حلال کرد و تا زمان رحلت، آن را حرام ننمود.[14] ولی خلیفه دوم آن را به اسم مصلحت حکومتی و تعصب عربی که عجم با عرب چنین ازدواجی نداشته باشند، حرام اعلام نمود. امیرالمؤمنین 7 می‌فرماید: اگر عمر ازدواج موقت را برنداشته بود کسی به زنا نمی‌افتاد مگر انسان‌های شقی و بدذات.[15]امروزه تمام گناهانی که به سبب نهی از ازدواج موقت وجود دارد به خلیفه دوم و آنانکه جلوگیری از این امر الهی می‌کنند، برمی‌گردد و جالب اینکه در کشورهای اهل سنت هم به دلیل اینکه ازدواج دائم به تنهایی نتوانسته است مشکل نیازهای زنان و مردان را حل کند یک ازدواجی را مطرح کردند به نام ازدواج «مسیار».مسیار در برخی از کشورهای اسلامی رواج یافته و مورد استقبال زنان و مردان واقع شده است. از آنجا که اهل سنت ازدواج موقت را مشروع نمی‌دانند، برای پاسخ به نیازهای جامعه ازدواج مسیار را مطرح نموده‌اند. مسیار نوعی ازدواج است که در آن شرط می‌شود، زن حق نفقه نداشته و شوهر مختار است تا هر وقت بخواهد نزد زن برود، زن نیز در چگونگی زندگی خود آزاد بوده و مرد نسبت به وی مدیریتی ندارد این ازدواج در واقع همان ازدواج موقت است که فقط زمان ندارد و در پایان قرارداد، صیغه طلاق خوانده می‌شود.[16]

اصل ازدواج موقت برای زنان بازمانده از همسر است  نه دختران. در اسلام به ازدواج زودهنگام دختران تأکید شده است. امام رضا7 فرمود: جبرئیل نزد پیامبر6 آمد و گفت: ای محمد! پروردگارت تو را سلام می‌رساند و می‌فرماید: دوشیزگان همچون میوه روی درخت هستند. میوه چون برسد برای آن دارویی جز چیدن وجود ندارد وگرنه آفتاب آن را فاسد و باد آن را خراب می‌کند. دوشیزگان نیز هر گاه به مرحله رشد برسند، آنان را دارویی جز شوهردادن نباشد وگرنه از گمراهی و فساد ایمن نخواهند بود. پس رسول خدا بر منبر رفت و مردم را جمع کرد و فرمان خداوند را به آگاهی آنان رساند.[17]

در بحث ازدواج موقت دختران، مانند شرایط ازدواج دائم، بسیاری از مجتهدان اجازه پدر را شرط می‌دانند و به این دلیل، این شرط را می‌گذارند که چون دختر غرق در عاطفه و احساسات می‌شود علی‌رغم همه هشدارها، باز فریب می‌خورد و در این فریب بیشترین ضرر متوجه دختر می‌شود، ولی بعضی از مراجع نیز اجازه پدر را شرط صحت عقد نمی‌‌دانند، یعنی دختری که به سن رشد رسیده است و خوب و بد زندگی خودش را می‌فهمد اگر ازدواج موقت نماید عقد او صحیح است. این موضوع، مسأله‌ درست است و مشکلی ندارد اختلافی بین علماء است[...]*البته اصل در ازدواج، ‌ازدواج دائم است. ازدواج موقت برای شرایط خاصی که امکان ازدواج دائم وجود ندارد، وضع شده است؛ ولی اگر شخصی به گناه می‌افتد ولو گناه چشم، طبق فتوای همه مراجع، واجب است ازدواج کند و اگر شرایط ازدواج دائم را ندارد باز واجب است، ازدواج کند ولو ازدواج موقت. پیامبر اکرم6فرمودند: برای هر عضوی از اعضای آدمی، بهره‌ای از زناست، زنای چشم، نگاه‌کردن و زنای پا راه‌رفتن به سوی گناه و زنای گوش شنیدن صداهای حرام است.[18] لذا اگر جوانی مبتلا به گناه چشم هم شود بر او ازدواج، چه دائم و چه موقت واجب است.

ادامه پیوست 21

بعضی می‌گویند: اگر سخن از ازدواج موقت گفته شود، مسأله برای افراد، عادی می‌شود و دنبال این کار می‌روند در جواب باید گفت، در طول سالیان سال که این مسأله به عنوان یک امر قبیحی تبلیغ شد و یا لااقل با حساسیت به سکوتی سنگین مبتلا گشت آیا جوان‌ها دنبال مسائل غریزی حرام نرفتند؟ آیا جامعه، دانشگاه‌ها و مدارس حتی در مقاطع پایین تحصیلی، منتظر مانده‌اند که کسی سخن از ادواج موقت بگوید بعد دنبال مسائل غریزی بروند. آنچه اتفاق افتاده، بسیار رها‌تر از این است که کسی بخواهد منتظر گفتگوی علمی راجع‌به ازدواج موقت باشد.

شخصیتی مانند شهید مطهری در زمان طاغوت در میان انبوهی از هجمه‌های گوناگون که به احکام اسلامی می‌شد از خود این مقدار شجاعت و شهامت به خرج داد که برای نشریه‌ای مانند مجله زن روز زمان طاغوت، قلم دست گرفته و شجاعانه از حکم الهی دفاع نمود و علی‌رغم همه حمله‌ها، مصلحت‌اندیشی‌های مقطعی را مانعی برای تبیین حکم الهی ندانست. ایشان به نافع‌بودن احکام الهی ایمان داشت و علی‌رغم همه هیاهوها معتقد بود هر جایی که به اسلام حمله می‌شود اگر مدافع احکام دینی، مسأله را خوب تبیین نماید، سربلند از این میدان بیرون می‌آید زیرا قانونی فراتر از عقل محدود بشری وضع شده است.

اگر در جامعه ما روح تعبد و پذیرش احکام الهی جزء فرهنگ مردم شد، بسیاری از مشکلات فرد، خانواده و جامعه حل می‌شود. هر جا گرفتاری پیدا شده است از این ناحیه است که خواسته‌ایم قانون بشری و فرهنگ عرفی را جایگزین احکام الهی نماییم.

اگر در جامعه‌ای حساسیت‌ها، از آن جهت که حریم حکم الهی نادیده گرفته می‌شود، ایجاد شود، در حرمت شکستن دستور دین، ناراحتی‌ها و ناشکیبایی‌ها تولید شود، این را می‌توان نشانة جامعه توحیدی و تسلیم اسلامی دانست.

اگر زمانی که خانمی در مورد حجابش بی‌توجهی کرد، جامعه از آن جهت که بی‌توجهی به حکم الهی شده است، ناشکیبا و حساس بشود و در مقابل، اگر جوانی به خاطر اینکه به گناه نیفتد، ازدواج موقت کرد،اگر برای اینکه خدای ناکرده به دام استمناء و عمل نامشروع بیفتد و علیرغم توصیه بعضی از روانشناسان بی‌دین، جاهل و غرب‌زده، گرفتار دوستی حرام و خودارضائی و ولنگاری‌های جنسی نشود، اگر چنین فردی مورد ملامت و شماتت جامعه قرار نگرفت، اگر فرهنگ عمومی جامعه با بدحجابی مشکل پیدا کرد و در مورد مسأله ازدواج موقت پذیرفتکه کاری خلاف فرمان خدا انجام نداده است، در این صورت تعبد و تسلیم به احکام قطعی الهی وجود دارد. چرا اکنون گناه و حریم‌شکنی، مسأله عادی و عرفی شده و انجام حلال الهی جرمی نابخشودنی تلقی می‌گردد. ما چرا می‌خواهیم خواسته‌های خود را به تعالیم خداوند متعال، تحمیل نماییم و انتظار کمک و امداد الهی نیز داشته باشیم.

دین‌داری زمانی ارزش دارد که علیرغم میل و نظرمان تن به دستور الهی دهیم. آن زمانی که دین با امیال و خواسته‌های ما هماهنگ باشد، دین‌داشتن خیلی ارزشمند نمی‌تواند باشد چون خواسته‌های‌ما در قالب دین، تحقق پیدا می‌کند. ولی تسلیم در مقابل دین علیرغم میل و خواسته انسان، ملاک دینداری است. باید تلاش کنیم در همه زمینه‌ها، دارای‌ خانواده و جامعه‌ای واقعاً متعبد و دیندار باشیم تا مورد الطاف و رحمت الهی قرار گیریم. باید بر دین اعتماد نماییم که هر آنچه گفته است باعث سعادت و سربلندی ماست.

وضعیت خانواده در جهان غرب

همانگونه که ملاحظه می‌شود بر اساس مبانی و اصول حقوقی اسلام، مسائل مربوط به حقوق زن و مرد نه تنها قابلیت تبیین و توجیه منطقی دارد بلکه به عنوان بهترین و ارزشمندترین قانون از جانب خالق انسان و خالق زن و مرد، وضع شده است؛ که با تفسیر صحیح، قابلیت عرضه به جهان تشنه قوانین الهی و خسته از مشکلات و مصائب ناشی از فروپاشی خانواده را دارد.

جهان غرب، زمانی ادعا می‌کرد که با نظام لیبرالیستی و با تکیه بر اصول جامعه مدنی می‌تواند بر همه مشکلات اجتماعی فائق آید در حالی که امروزه در باتلاق فروپاشی نظام خانوادگی و اجتماعی گرفتار شده است. از جمله مشکلات آنها، اینکه در بسیاری از کشورهای غربی به دلیل از کار افتادگی نظام خانوادگی، تولید نسل با رکود مواجه شده و رشد جمعیت، دارای نرخ منفی است و چون می‌بایست بار حجم صنعت و تکنولوژی را نیروی کار عهده‌دار شود، لذا زمینه مهاجرت از دیگر کشورها خصوصاً کشورهای اسلامی فراهم می‌شود. مسلمان‌هایی که به جهان غرب کوچ می‌نمایند، با نرخ بالای زاد و ولد، با حفظ دین و آیین خود تولید نسل نموده و فرزندانی مسلمان با تابعیت کشورهای غربی به دنیا می‌آورند. طبیعی است که با توجه به رشد منفی جمعیت غربیان و رشد بالای مسلمان‌ها، ترکیب جمعیتی تغییر می‌کند. در برخی از کشورهای غربی ملاحظه می‌شود که اگر تغییر روند جمعیتی به همین شکل پیش رود در طی دو، سه دهه بدون هیچ جنگ و جهادی بر اساس دموکراسی، کشورهای غربی به دست جمعیت مسلمانان، فتح می‌شود. این یکی از بحران‌های بزرگ جهان غرب و مسیحیت است.

در حیطه اخلاقی نیز مشکلات روزافزون و بحران‌های جدی، ایجاد شده است. قبل از سال 1960، در آمریکا حدود 4% فرزندان نامشروع، بودند، پس از آن با شعار حمایت از کودکان تک‌والدینی، قانونی وضع نمودند که عمل نامشروع زنا و فرزند حاصله از آن به رسمیت شناخته شد و در نتیجه در سال 1995، 25% کودکان، فرزندان تک‌والدینی و نامشروع شده و در سال 2005 نزدیک به 50% به این بلیه مبتلا شدند.[19]بارداری رو به رشد نوجوانان ساکن اکثر کشورهای پیشرفته و صنعتی به معضلی برای دولت‌ها بدل شد. بارداری یک دختر نوجوان به معنای بارداری بین سنین 13 تا 19 سال است. در گزارش انجمن دفاع از حقوق زنان و کودکان سازمان ملل آمده است: نرخ بارداری در دختران نوجوان آمریکایی و نیوزلند بیش از کشورهای دیگر است. در این گزارش آمده در سال 2008 از هر 1000 دختر نوجوان در آمریکا 153 نفر و نیوزلند 117 نفر باردار شده‌اند. به عقیده کارشناسان، این نرخ یک فاجعه، تلقی می‌شود. به همین ترتیب میزان سقط جنین در کشورهای قاره اروپا رشد چشمگیری خصوصاً از دهه 1970 به بعد داشته است.

آمارهای رسمی انجمن حمایت از خانواده آمریکا بر این موضوع تأکید دارد که بیشتر از 60% مادران نوجوان این کشورها، به صورت مستقیم و ناخواسته مورد تجاوز قرار گرفته‌اند.

این در حالی است که بارداری دختران نوجوان سالانه 7 میلیارد دلار بر بودجه آمریکا هزینه تحمیل می‌کند، چون دولت طبق قانون باید هزینه آنها را تقبل نماید. این مسأله آن قدر جدی شده که بسیاری از این کشورها به چاره‌جویی پرداخته‌اند و طی یک معاهده متعهد شدند تا سال 2010 به میزان 50% از بارداری نوجوانان بکاهند.[20] [...]*

علت اصلی این مشکلات شکستن احکام طبیعی و الهی و جایگزینی احکام بشری است. جمهوری اسلامی ایران نیز به هر میزان از تعالیم الهی فاصله بگیرد و به فرهنگ غربی نزدیک شود به همان میزان به اضمحلال بنیان اجتماع یعنی خانواده نزدیک می‌شود.

در اسلام، آزادی غرایز جنسی فقط در محیط خانه تعریف شده است، لذا در سطح جامعه محدودیت جنسی اعمال می‌شود حتی روایات متعددی از حضرات معصومین: موجود می‌باشد که آزادی‌های جنسی را در محیط خانه و زوجیت به حد اعلی ترویج می‌نمایند [...]*

در جهان غرب افراد تا قبل از ازدواج در سطح جامعه با هرکس و به هر شکلی بنا به توافق، می‌توانند آزادی و کام‌یابی جنسی داشته باشند، ولی بعد از ازدواج محدودیت‌ها شروع می‌شود. اگر در جامعه، محدودیت‌های جنسی در سطح اجتماع و آزادی جنسی برای کانون خانواده تعریف شود، در این صورت آزادی جنسی در جایگاه خود مفید و کارامد می‌شود، ولی اگر فعالیت‌های جنسی قبل از ازدواج آزاد باشد دیگر محیط خانواده جز محدودیت معنایی ندارد.

در حال حاضر به نظر می‌رسد برای وضع موجود اجتماع کشور باید تدبیری جدی اندیشید. اگر آمار فساد دانشگاه‌های مختلط از سطح مفاسد جامعه بالاتر باشد، اگر سطح علم و دانش، تحت تأثیر روابط دختر و پسر در محیط‌های علمی، تنزل پیدا کرده  باشد و اگر خانواده‌ها نگران از دست رفتن دین، فرهنگ، پاکی و عصمت فرزندان خود در بدو ورود به دانشگاه‌ها و یا محیط‌های اداری هستند، چه اصراری است که دانشگاه‌ها و محیط‌های اداری جامعه، مختلط و زمینه‌ساز فساد باشد. صرف اینکه جهان غرب از جداسازی جنسیتی، رنجیده شود آیا اجازه داریم چنین وضع نابسامانی را تحمل نماییم و راه آزموده شده غرب را بپیماییم.

امروز بسیاری از مراکز علمی دنیا به دنبال تفکیک جنسیتی می‌باشند. مراکزی که این تفکیک را انجام داده‌اند از رشد علمی و اخلاقی قابل توجهی برخوردار می‌باشند.[...]*

در جمهوری اسلامی ایران نیز می‌باید هر چه سریع‌تر برای معضل اختلاط‌های مفسده‌انگیز چاره‌ای جست. برای تفکیک می‌توان در ابتدای پذیرش دانشجو، دانشگاه‌ و رشته‌ را بر اساس جنسیت تقسیم نمود،فرضاً وقتی قرار است 40 نفر دانشجو در رشته حقوق دانشگاه تهران پذیرفته شوند و 40 نفر دیگر در دانشگاه شهید بهشتی، چه اشکالی دارد که 40 نفر ظرفیت دانشگاه تهران فرضاً برادران و 40 نفر دانشگاه شهید بهشتی مختص دختران پذیرش شود تا پس از 4 سال خود به خود تفکیک جنسی انجام گیرد. این مسائل، نیاز به برنامه‌ریزی و عزم جدی دارد و اگر همینطور مسأله رها شود و با حرف و شعارهای زیبا تحت عنوان این‌که باید کار ریشه‌ای، ‌اصولی، فرهنگی و... باشد، اتلاف وقت گردد، در این صورت باید منتظر حادثه‌های ناگواری بمانیم.

در حال حاضر نزدیک به 60- 70% پذیرفته‌شدگان دانشگاه‌ها را دختران و حدود 30-40% را پسران تشکیل می‌دهند.بعضی شعار می‌دهند که جمهوری اسلامی به دختران ارزش داده و اکثریت ظرفیت دانشگاه‌ها را دختران به دست آورده‌اند. این مسأله بسیار خوب است که همه خانم‌ها تحصیل کرده باشند، ولی مشکل اینجاست که پس از اتمام دوره تحصیلات 70% خانم‌ها تحصیل کرده‌اند که برای ازدواج و تشکیل خانواده به آن میزان همسران تحصیل کرده یافت نمی‌شود، لذا یا باید جمعی از خانم‌های تحصیل‌کرده جامعه، بدون همسر باقی بمانند و یا اینکه ارزش در انتخاب همسر، به جای سطح تحصیلات، به مادیات و دیگر مسائل کم‌ارزش، تنزل پیدا کند. تبدیل ارزش علم به پول و مادیات برای ازدواج و عدم ازدواج خانم‌های تحصیل‌کرده یعنی ناهنجاری اجتماعی. باید با توجه به طبیعت و خلقت زن و مرد و با توجه به نیازها و انتظارات حقیقی جامعه از زن و مرد، رشته‌های دانشگاهی بر اساس تفکیک جنسیتی مشخص و برنامه‌ریزی شود.

امروزه برنامه‌ریزی جدی از طرف دشمنان برای دامن‌زدن به فساد و تباهی در جامعه اسلامی وجود دارد. اگر جوانی که سخن از جهاد و شهادت می‌گوید و در مقابل دشمن با غیرت و همت اسلامی ایستادگی می‌کند به طریقی به فساد و گناه گرفتار شود، اگر جوانان ما گرفتار دود و قرص و فساد شوند دیگر نمی‌توان به پایداری و ایستادگی جامعه‌ امید داشت.

مارتین ایندیک از محققین مطرح آمریکایی می‌گوید:دیگر وقت آن نیست که دانشجویان را به خیابان‌ها بکشانیم بلکه باید چادر را از سر زنان برداشت و از این طریق می‌توان نظام اسلامی ایران را سرنگون کرد. یکی از مقامات بلندپایة آمریکایی می‌گوید: هر زن چادری در کوی و برزن ایران به منزله پرچم جمهوری اسلامی است، لذا ما برای براندازی این نظام باید این حجاب را سست نماییم.

میشل هوئلیک نویسنده اسلام‌ستیز فرانسوی می‌گوید: برای جنگ بر ضد اسلام‌گرایی،  کشتن مسلمانان فایده‌ای ندارد، فقط با فاسدکردن آنها می‌توان به پیروزی دست یافت.پس باید به جای بمب بر سر مسلمانان دامن کوتاه فرو بریزیم.

کتاب مستر همفر، جاسوس مشهور انگلیسی و توصیه‌های او نیز برای زایل کردن عفاف و حجاب قابل مطالعه و تأمل است.[21]

به همین مقدار بسنده می‌کنیم، ولی این مسائل خیلی مفصل‌تر از این، قابلیت تبیین و تفسیر دارد. باید با مطالعه و تحقیق و تامل، اسلام ناب را آنگونه که هست دریابیم و ارائه دهیم. فقط در اینصورت است که نسل آینده با روی گشاده از دین و دستورات آن استقبال می‌نماید و جامعه‌ای رو به رشد و مصون از فروپاشی خواهیم داشت. ان شاء ال

/ 6 نظر / 108 بازدید

باید راجع به این موضوع کرسی های آزاد اندیشی موافق و مخالف گذاشته شود

س-ق

بنظر شما اگر دختری که سن ازدواجش گذشته و تقریبا خواستگار خوب ندارد و نیاز طبیعی هم دارد چه باید بکند؟ آیا ازدواج موقت برای چنین افراد، بدون اجازه پدر که عملا نشدنی است، امکان دارد؟ حلال است؟ برای پسران که مشکل حل است، دختران چطور؟ آیا آیت الله خامنه ای اجازه می دهد بدون اجازه پدر، ازدواج موقت صورت گیرد؟ بقیه مراجع چطور؟

مینا

چرانظرشخصی وتجربه شخصی امان را به اسم اسلام به خوردمردم میدهیم.چرابه جوانهاالقاء میکنیم که طبیعیه تا30سالگی ازدواج نکنید.وقتی صیغه کردندوبدون هزینه ودغدغه ومسوولیت نیازهای جنسیشان تامین شددیگرچه انگیزه ای برای ازدواج دائم دارندهی عقب می اندازند یکی ازعوامل اصلی برای تصمیم به ازدواج به هنگام جوانان تامین نیاز جنسی است.اگر زحمتی نیست کمی هم به فرمایشات رهبرعزیز گوش دهید که تاکیددارند سن ازدواج بیاید پایین با کم کردن توقعات ویاری خانواده ها. مگر طلبه ها سن پایین ازدواج میکنند چه اشکالی دارد.آقا نظرشان برجمعیت هم هست وقتی سن پایین ازدواج می کنند تعداد بچه های بیشتری می توانند بیاورند ومتناسب با سنشان با دخترانی ازدواج می کنند که آنها هم در گناه نیفتند(البته از نظر شما دخترهای جوان هیچ حقی ندارند).سن بالا که ازدواج کنندمردها همین حوصله 1یا2 بچه را دارند.بنشینید فکرکنید راه حل درست بدهیددیگه شماها لااقل فرمایشات رهبری رو کنار نگذارید لطفا. بله زنان بیوه ومطلقه می تونند تحت سرپرستی مردانی که زنانشان مشکل دارندونیاز جنسی اشان را تامین نمی کنند یا مردانی که انسان هستند وبه خاطرخدا حمایت میکنندقرارگیرن.جانشدبقیه دربعدی

مینا

زن به تکیه گاه دائم نیاز داره با صیغه نیاز جنسی اش تامین میشه ولی داشتن تکیه گاه که نیاز اصلی زن هست تامین نمیشه.وزن مطلقه یا بیوه یک پسر جوان رو که مدتی برای تامین نیاز جنسی اش باهاشه نمیتونه تکیه گاه خودش بدونه وبعد از اتمام صیغه به هم میریزه. ولی ازدواج مجدد آقایان اگر در جامعه جا بیفته خیلی از این مشکلات را حل می کند.

مینا

این جمله تون رو یکبار دیگه بخوونید: "لذا یا باید جمعی از خانم‌های تحصیل‌کرده جامعه، بدون همسر باقی بمانند و یا اینکه ارزش در انتخاب همسر، به جای سطح تحصیلات، به مادیات و دیگر مسائل کم‌ارزش، تنزل پیدا کند" . واقعا فکر می کنید علمی که در دانشگاههای ما یاد میدهند علمیست که به درد زندگی فرد ونحوه همسرداری وطی مسیر الی الله از طریق ازدواج و...میخورد. متاسفم دانشگاههای ما نه تنها اینها را یاد نمی دهند بلکه آموخته های فرزندان از خانواده اشان را نیز از آنها گرفته وحتی گاهی هویتشان را دچار مشکل کرده وجز منیت چیزی عایدشان نمی شود. از شما انتظار میره کمی در فرمایشاتتان تامل نمایید. باچند نفر نمیشه قضاوت کرد کل فارغ التحصیلان دانشگاههارا در همه رشته ها در نظر گرفته بعد نظر دهید.

s.a

با سلام. با گفتن تشکیل کرسی آزاد اندیشی نمی شه از جواب فرار کرد. نظر اسلام و حقوق فردی در اسلام با کرسی های ازاد اندیشی مشروع نمی شه. اینکه یکی بگه نماز واجبه یا نه در جواب بگیم صبر کنید اگر روزی کرسی آزاداندیشی تشکیل شد به جواب برسین، هم از شما بعیده هم توهین به شعور مخاطبه. شما فرمودید اگر زن و مردی از لحاظ جنسی یکسان نباشن و بخوان زندگیشونو ادامه بدن با توافق، مجددا ازدواج می کنه. سوال من اینه اون خانم چیکار کنه؟ بشینه پشت در رابطه همسرش با هووش رو ببینه و نیازش خود به خود حل شه؟ خدا که به فکر زن بیوه و سن بالا و بی شوهره و راهکاری به این متقنی قرار داده برای یه مادر و زن ابرومند که نتونسته یا نخواسته خودش رو از اسارت ابدی نجات بده چه راهکاره مدبرانه ای پیشنهاد کرده. که البته می دونیم در اسلام مسئول جدایی و خواهان طلاق مرده و زن فقط مشغول اجازه از انواع ولی هست... چه پدر چه همسر چه پسر. رشد فکری و عقلی که نه سالگی برای مسایل مذهبی کامل می شه یهو خشک می شه و تحت لوای یه مردی قرار می گیره که به طور میانگین شیش هفت سال بعد از او عقلش به تکامل می رسه... خیلی برام خوشاینده که جواب سوالم رو بگیرم و از ناامیدی